دانلود مقاله ترجمه شده isi

این ترجمه مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

این مقاله یک مرور سیستماتیک از ادبیات تحقیق در مورد موضوع مدیریت دانش در زنجیره‌ی تأمین انجام داده است، و تکمیل کننده‌ی دو مرور قبلی توسط Martin و همکاران در سال ۲۰۰۶ و Marra و همکاران در سال ۲۰۱۲ می‌باشد، اما جایگزین آنها نیست.

مرروی سیستماتیک بر تحقیقات مدیریت دانش زنجیره‌ی تأمین: آخرین پیشرفت‌های علمی و فرصت‌های تحقیقاتی
چکیده
ادبیات تحقیق که به سیر تکامل زنجیره‌ی تأمین (SC) توجه دارد برجسته نموده است که سیستم‌های تأمین دستخوش تغییرات عظیمی شده‌اند. SC یک سیستم چند منظوره است (اقتصادی، تولیدی، استراتژیک، زیست محیطی، اجتماعی، و غیره) که توسط انواعی از جریان‌ها (مالی، مواد، اطلاعات، فناوری، و غیره) قطع شده است. در یک چنین سیستم پیچیده‌ای، مدیریت فرآیندهای اتخاذ، ساخت، ذخیره‌سازی، انتقال، به اشتراک گذاری و کاربرد دانش به نظر می‌رسد که یک پاسخ ضروری به چالش‌های جدید مطرح شده درباره‌ی SC به وسیله‌ی مسائل جهانی شدن و پایداری باشد. این مقاله یک مرور سیستماتیک از مدیریت دانش (KM) در SC ها به منظور شناسایی آخرین پیشرفت‌های علمی در ادبیات تحقیق، برجسته نمودن شکاف‌های تحقیقاتی، و تعریف پرسش‌های تحقیق مناسب که باید به آنها پرداخته شود است. بدین منظور، هشتاد و دو مقاله انتخاب شده و به طور مفصل مورد مطالعه قرار گرفتند. این مقاله نشان می‌دهد که اگرچه تعداد در حال رشدی از مقالات به موضوع KM در SC می‌پردازند، بسیاری از مسائل تحقیقاتی همچنان نادیده گرفته شده‌اند. به طور خاص، این مقاله هشت شکاف اصلی در ادبیات تحقیق SC را برجسته می‌کند. سه شکاف اول عواملی که بر روی اتخاذ، ساخت، ذخیره‌سازی، انتقال، به اشتراک گذاری و کاربرد شیوه‌های KM اثر دارند را در نظر می‌گیرد. سه شکاف بعدی به سیستم‌های پشتیبان مدیریت دانش می‌پردازند. هفتمین شکاف موانع اتخاذ شیوه‌های KM را در نظر می‌گیرد. هشتمین شکاف به اثر اتخاذ شیوه‌های KM بر روی عملکرد نگاه می‌کند. با شروع از این هشت شکاف، هفت پرسش تحقیقاتی فرموله شده‌اند. این پرسش‌های تحقیقاتی حوزه‌های ممکن تحقیقات به منظور ارتقاء بدنه‌ی دانش در حوزه‌ی KM در SC را بازنمایی می‌کنند.

۱٫    مقدمه
ادبیات تحقیق با توجه به سیر تکاملی زنجیره‌ی تأمین این نکته را برجسته نموده است که سیستم‌های تأمین دستخوش تغییرات عظیمی شده‌اند (Womack et al., 1990; Van Kooij, 1991; Pickernell, 1997; Bidault et al., 1998; Kinder, 2003; Zhang, 2006).
در سال‌های ۱۹۷۰، ادبیات تحقیق با رشد نظریه‌ی قطب (Perroux, 1961) تسهیل گردید. مقالات بر روی سه توپولوژی عمده‌ی تأمین تأکید می‌کنند: کسب ظرفیت نیروی کار اضافه از تأمین کنندگان (تأمین ظرفیت)؛ تأمین کنندگان روش‌های جدید را به مشتریان ارائه می‌دهند (تأمین تخصص)؛ و قرارداد خارجی بستن برای طراحی، روش‌ها، توسعه و تولید (تأمین نوع تهیه) (Sallez, 1975; Chaillou, 1977; Berthomieu et al., 1983). در سال‌های دهه‌ی ۷۰، سیستم تأمین یک سازمان ستاره شکل بود که به وسیله‌ی روابط مستقیم بین مشتری و تأمین کنندگان مشخص می‌شد.

در سال‌های ۱۹۸۰، ادبیات تحقیق تحت تأثیر نظریه‌ی هزینه‌های معامله (Williamson, 1979; Williamson, 1985)، نظریه‌ی شرکت به عنوان مجموعه‌ای از قراردادها (Klein et al., 1978) و نظریه‌ی بازی تعاونی شرکت (Aoki, 1984) قرار گرفت. این مقالات بیشتر توجه خود را بر روی سیستم صنعتی ژاپن، بر اساس روابط عرضه‌ی به خوبی توسعه داده شده متمرکز نمودند (Minato, 1992; Oliver, and Wilkinson, 1992; Lecler, 1992). سیستم‌های عرضه در جهت یک ساختار سازمانی هرمی و اعتماد متقابل بین مشتری و تأمین کنندگان سطح اول تکامل یافتند، که از طریق دانش مشترک و تبادل اطلاعات، بر مبنای تغییرت سازمانی و فرهنگی مرتبط با توسعه‌ی روابط جدید مشتری-تأمین کننده، توسعه داده شد (Asanuma, 1989; Smitka, 1991; Sako, 1992; Lamming, 1993).
در سال‌های ۱۹۹۰، ادبیات تحقیق در مورد روابط مشتری – تأمین کننده به وسیله‌ی یک بحث در مورد اتحاد استراتژیک تحت تأثیر قرار گرفت (Contractor and Lorange, 1988). سیستم‌های تأمین به وسیله‌ی یک شبکه‌ی قوی از روابط تعاونی/ رقابتی بین شرکت‌ها مشخص شده‌اند (De Toni and Nassimbeni, 1995; Wong, 1999)، که کل سیستم تأمین را در بر گرفته است (Speakman et al, 1998; McIvor, 2000). سیستم‌های تأمین دارای یک سازمان هرمی هستند که توسط مشتری (مشتری دست مرئی) هماهنگ می‌شود. روابط می‌توانند با کارهای مختلف مشتری بازنمایی شوند، که گردش دانش درون سیستم را تحریک نموده، فرآیند نوآوری را ساده می‌سازد، و فرصت‌طلبی تأمین کنندگان مستقل را کاهش می‌دهد (Itami and Senbongi 1992; Hines, 1994; Colombo and Mariotti, 1998).

شاید این مقاله هم به دردتان بخورد  مقاله اثرات واسطه‌ای شیوه‌های منابع انسانی استراتژیک بر روی مدیریت دانش و عملکرد شرکت

در اوایل سال ۲۰۰۰، سیستم‌های تأمین قویاً تحت تأثیر پدیده‌ی جهانی شدن بودند. ادبیات تحقیق نیز متأثر از بحث در مورد شرکت گسترش یافته و شرکت مجازی بود (Kornelius and Wamelink, 1998; Browne and Zhang, 1999; Kinder, 2003; Esposito and Evangelista, 2014). بسیاری از محققان هر دو اثر جهانی شدن بر روی زنجیره‌ی تأمین و نیروهایی که شرکت‌ها را به سمت جهانی شدن سوق می‌داد را برجسته کردند (Arnold, 1999; Levy and Grewal, 2000; Quintens et al. 2006; Gelderman and Semeijn, 2006). بسیاری از محققان بر روی اهمیت عوامل کنترل تأکید دارند، عواملی که بر روی تدارکات، فرآوری و توزیع به وسیله‌ی یک سیستم اطلاعات مناسب اثر می‌گذارند (Prasad and Sounderpandian, 2003). مدیریت دانش (KM) یک عامل حیاتی فزاینده در کنترل سیستم‌های تأمین بود (Sweeney et al., 2005; Yang et al., 2009, Blome et al. 2014).

در دهه‌ی اخیر، به نظر می‌رسد که سیستم‌های تأمین تحت تأثیر بحث در مورد پایداری قرار گرفته باشند. به دلیل نیازمندی‌های زیست محیطی دقیق‌تری که بر روی محصولات تولید اثر می‌گذارند، توجه بیشتری به توسعه‌ی استراتژی‌های مدیریت زیست محیطی برای سیستم‌های تأمین داده شده بود (Vachon and Klassen, 2008; Seuring and Müller, 2008). ادبیات تحقیق در مورد زنجیره‌ی تأمین با بحث در مورد اقتصاد دایره‌ای نیز تحت تأثیر قرار گرفت. بسیاری از محققان تأکید نمودند که سیستم‌های تأمین سبز بر اساس اقتصاد دایره‌ای فرصت‌های جدیدی را ارائه نموده و دیدگاه جدیدی را برای تولید پایدار بازنمایی کردند (Zhu, 2006, Park et al., 2010; Dhakal et al., 2016; Whinkler, 2011; Zhu et al., 2011). مفاهیم جدید نظیر سیستم‌های تأمین ارتجاعی، سیستم تأمین ریسک، زنجیره‌ی تأمین سبز، زنجیره‌ی تأمین مالی، و سیستم تأمین دایره‌ای شروع به گسترش نمودند، که نشان می‌داد زنجیره‌ی تأمین یک فرآیند دایره‌ای پیچیده است که در آن یک نقش مرتبط با گردش اطلاعات و دانش بازی می‌شود (Dao et al., 2011; Schrettle et al., 2014). امروزه زنجیره‌ی تأمین یک سیستم چند منظوره است (اقتصادی، تولیدی، استراتژیک، زیست محیطی، اجتماعی و غیره) که با انواعی از جریان‌ها (مالی، مواد، اطلاعات، فناوری و غیره) قطع شده است. در یک چنین سیستم پیچیده‌ای، مدیریت فرآیندهای اتخاذ، ساخت، ذخیره‌سازی، انتقال، به اشتراک گذاری و کاربرد دانش به نظر می‌رسد که یک پاسخ ضروری برای چالش‌های جدیدی باشد که توسط مسائل جهانی شدن و پایداری بر روی زنجیره‌ی تأمین اثر گذاشته است. با این وجود، اگر چه طیف گسترده‌ای از ادبیات تحقیق وجود دارد که نشان می‌دهد مدیریت دانش (KM) در حال تبدیل شدن به یک عامل استراتژیک کلیدی در محیط صنعتی جدید است، اما در حوزه‌ی مدیریت زنجیره‌ی تأمین همچنان به نظر می‌رسد که نقش مدیریت دانش نادیده گرفته شده است. این نکته‌ی اخیر همچنین توسط دو مرور ادبیات تحقیق که با مسئله‌ی مدیریت دانش در زنجیره‌ی تأمین سر و کار داشتند نیز برجسته شده است. اولین بررسی مربوط به Martin و همکاران در سال ۲۰۰۶ است، که در آن ۳۶ مقاله راجع به شیوه‌های مدیریت دانش که از مزیت رقابتی پایدار پشتیبانی می‌کنند مرور شده است. این ادبیات تحقیق از چهار دیدگاه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است: دلایلی که مدیریت دانش پایداری رقابت‌پذیر بودن کسب و کار را فعال می‌کند؛ شیوه‌های مدیریت دانش در زنجیره‌ی تأمین؛ مدیریت دانش در اتحادیه‌ها و شبکه‌های زنجیره‌ی تأمین؛ مدیریت دانش در شبکه‌های تأمین کننده‌ی سخت و نرم.

شاید این مقاله هم به دردتان بخورد  شناسایی موارد ریسک و مدیریت ریسک زنجیره‌ی تأمین

Marra و همکاران در سال ۲۰۱۲ تعداد ۵۸ مقاله را مورد بررسی و مرور قرار دادند. هدف آنها ارزیابی رابطه‌ی بین مدیریت دانش و مدیریت زنجیره‌ی تأمین بود. این مرور اکتشاف دانش و فرآیندهای بهره‌برداری در برخی حوزه‌های مدیریت زنجیره‌ی تأمین را تجزیه و تحلیل نموده و ویژگی‌های مختلف نظری و روش‌شناختی در مورد روشی که برنامه‌های کاربردی مدیریت دانش در زمینه‌ی زنجیره‌ی تأمین پیشنهاد می‌شوند را شناسایی می‌کند. این مرور همچنین نشان می‌دهد که شواهد کمی برای رابطه‌ی مثبت بین استفاده از شیوه‌های مدیریت دانش و عملکرد شرکت وجود دارد.

هر دوی این مرورها یک علاقه‌ی فزاینده در مورد کاربرد شیوه‌های مدیریت دانش در زنجیره‌ی تأمین را نشان می‌دهند. با این وجود، آنها ادبیات تحقیقی که ویژگی انواع فازهای فرآیند KM (اتخاذ، ساخت، ذخیره‌سازی، انتقال، به اشتراک گذاری و کاربرد) را برجسته نماید مورد تجزیه و تحلیل قرار ندادند و اینکه آیا واحد تحلیل نگران روابط دوتایی مشتری – تأمین کننده است یا روابط زنجیره‌ی تأمین، را نشان ندادند.

با این حال، این دو دیدگاه تحلیلی حیاتی بوده و مسائل اضافه‌ی مهمی را برجسته می‌کنند. در واقع، عامل مؤثر بر اتخاذ شیوه‌های KM در فازهای مختلف فرآیند مدیریت دانش الزاماً یکسان نیستند. حتی سیستم‌های استفاده شده‌ی مدیریت دانش (KMSs) متفاوت هستند (یعنی، سیستم‌های جمعیت‌سپارش  به فاز ساخت توجه می‌کنند، در حالیکه پایگاه داده و انبار داده در مورد فاز ذخیره‌سازی نگران است). با توجه به واحد تحلیل، رابطه‌ی بین مشتری و تأمین کننده‌ی سطح اول (از نظر تبادل اطلاعات و دانش) متفاوت از رابطه‌ی بین تأمین کننده‌ی سطح اول و تأمین کننده‌ی سطح دوم می‌باشد (Hines, 1994; Esposito and Passaro, 2009). علاوه بر آن، درون زنجیره‌ی تأمین، تأمین کننده‌ی سطح اول یک نقش محوری را ایفاء می‌کند زیرا روابط با مشتری جریان بالا و جریان پایین با تأمین کننده‌ی سطح دوم را توسعه می‌دهد. متعاقباً، رفتار آن، در کنار رفار مشتری، ویژگی‌های زنجیره‌ی تأمین را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به عبارت دیگر، زنجیره‌ی تأمین جمع روابط دوتایی نیست، و مشکلات KM با توجه به زنجیره‌ی تأمین به عنوان کل جمع مشکلات مربوط به روابط دوتایی نیستند. این رویکرد در امتداد تعریف مدیریت زنجیره‌ی تأمین (SCM) ارائه شده توسط Stock و Boyer (2003) به عنوان شبکه‌ای از روابط تأمین، شامل روابط عمودی که بین شرکت و یک مشتری و تأمین کننده‌ی واحد یا چندین مشتری و تأمین کننده، و روابط افقی بین تأمین کنندگان وجود دارد.

شاید این مقاله هم به دردتان بخورد  ارزیابی ابزارهای مدیریت دانش با روش TOPSIS فازی

در این زمینه هدف اصلی این مقاله ارائه‌ی یک مرور سیستماتک جامع از مدیریت دانش در حوزه‌ی زنجیره‌ی تأمین است که مکمل دو مرور ادبیات تحقیق قبلی است.

این مقاله سه دیدگاه را به صورت همزمان مد نظر قرار می‌دهد: واحد تجزیه و تحلیل (رابطه‌ی دوتایی، شبکه‌ی تأمین)، فازهای فرآیند KM (اتخاذ، ساخت، ذخیره‌سازی، انتقال، به اشتراک گذاری، و کاربرد)، و حوزه‌ی موضوع (عوامل مؤثر بر KM، KMSs، موانع اتخاذ KM، و KM و عملکرد). ما یک رویکرد مرروی سیستماتیک را به دلیل فرآیند تکراری و شفاف آن، نسبت به سایر رویکردهای مروری یا نظرسنجی انتخاب کرده‌ایم که باعث می‌شود انحراف در نتایج به حداقل برسد. این مقاله دارای سه هدف اصلی است. اولین هدف ارائه‌ی یک مرور آماری از تحقیقات موجود در حوزه‌ی مورد بررسی می‌باشد. دومین هدف انجام یک تحلیل مفصل از مسائل اصلی پوشش داده شده توسط تحقیق درباره‌ی مدیریت دانش در زمینه‌ی زنجیره‌ی تأمین می‌باشد. سومین هدف شناسایی شکاف‌های تحقیقاتی در ادبیات تحقیق به علاوه‌ی تعریف پرسش‌های تحقیقاتی مناسب به منظور پرداختن به آنها است. این پرسش‌های تحقیقاتی حوزه‌های احتمالی بررسی را به منظور ارتقاء بدنه‌ی دانش در حوزه‌ی مدیریت دانش در زمینه‌ی زنجیره‌ی تأمین بازنمایی می‌کنند.

این مقاله از پنج بخش تشکیل شده است. بعد از مقدمه، در بخش دوم روش‌شناسی ارائه شده است. فاز انتخاب مقاله در سومین بخش نشان داده شده است. چهارمین بخش به فاز تحلیل محتوایی و توصیفی اختصاص دارد. در نهایت، نتایج و پیامدها آمده‌اند.

A Systematic Review of Supply Chain Knowledge Management Research: State of the Art and Research Opportunities

Abstract
The literature concerning the evolution of the supply chain (SC) has highlighted that supply systems have undergone massive changes. The SC is a multi-objective system (economic, productive, strategic, environmental, social, etc.) crossed by a variety of flows (financial, material, information, technology, etc.). In such a complex system, the management of the processes of adoption, creation, storage, transfer, sharing and application of knowledge appears to be the necessary response to the new challenges posed to the SC by globalization and sustainability issues. This paper provides a systematic review of knowledge management (KM) in SCs in order to identify the state of the art in the literature, highlight research gaps, and define appropriate research questions to be addressed. To this end, eighty-two papers were selected and studied in detail. The paper shows that although there are a growing number of papers addressing KM in SC, many research issues are still neglected. In particular, the paper highlights eight main gaps in the SC literature. The first three gaps concern the factors affecting the adoption, creation, storage, transfer, sharing, and application of KM practices. The next three gaps address the systems to support knowledge management. The seventh gap considers the barriers to the adoption of KM practices. The eighth gap looks at the impact of adoption of KM practices on performance. Starting from these eight gaps, nine research questions have been formulated. These research questions represent possible areas of investigation to improve the body of knowledge in the field of KM in SC.

این ترجمه مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

درباره احسان رضایی

سفارش ترجمه آنلاین خدمات ترجمه مقاله isi به صورت فوری کاهش هزینه و زمان در سفارش ترجمه آنلاین

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *