این ترجمه مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

چکیده
مطالعات اخیر پیشنهاد کرده‌اند که قطر مردمک، مانند ERP “قدیم – جدید” می‌تواند معیاری برای حافظه باشد. از آنجاییکه دامنه‌ی ERP قدیم – جدید برای آیتم‌های رمز شده در زمینه‌ی تکرارهایی که توزیع (فاصله‌دار) شده‌اند، در مقایسه با تکرارهای متعدد (به هم پیوسته)، ارتقاء یافته است، ما این موضوع را بررسی کردیم که آیا قطر مردمک نیز به طور مشابه به تکرار حساس است یا نه.

تصاویر احساسی و خنثی از صحنه‌های طبیعی یکبار دیده شدند یا با تکرار فراوان (پیوسته) یا توزیع شده (فاصله‌دار) در طول مشاهده‌ی آزاد اتفاقی دیده شدند سپس بر روی یک آزمون تشخیص صریح مورد آزمایش قرار گرفتند. اگرچه یک تفاوت قدیمی – جدید در قطر مردمک در طول تشخیص موفق کشف شد، اما قطر مردمک برای تکرارهای توزیع شده، در مقایسه با تکرارهای فراوان، در طول تشخیص یا مشاهده‌ی آزاد اولیه ارتقاء نیافت. علاوه بر آن، در حالیکه یک تفاوت قدیمی – جدید قابل توجه برای صحنه‌های شهوانی یافت شد که فقط یکبار در طور رمزگذاری مشاهده شد، این تفاوت در هنگام تکرار صحنه‌های شهوانی وجود نداشت. این داده‌ها پیشنهاد می‌کنند که قطر مردمک یک شاخص سرراست از وقوع قبلی برای صحنه‌های طبیعی نیست.

اگرچه قطر مردمک اصولاً توسط ویژگی‌های حسی یک محرک بصری، شامل روشنایی، کنتراست، فاصله، فرکانس فضایی و غیره کنترل می‌شود (Barbur, 2004; Loewenfeld, 1999)، اما با متغیرهای روان‌شناختی شامل زمینه‌ی کار (e.g., Beatty, 1982; Steinhauer, Siegle, Condray, & Pless, 2004) ، انگیختگی عاطفی (e.g., Bradley, Miccoli, Escrig, & Lang, 2008) ، و حافظه (e.g., Kafkas & Montaldi, 2011; Naber, Frassle, Rutishauser, & Einhauser, 2013; V~o et al., 2008) نیز مدوله می‌شود. مطالعات تشخیصی اخیر گزارش کرده‌اند که قطر مردمک در هنگام تشخیص کلمات نوشتاری (e.g.,V~o et al., 2008)، کلمات گفتاری (Papesh, Goldinger, & Hout, 2012)، تصاویر اشیاء (Kafkas & Montaldi, 2011)، یا صحنه‌های طبیعی (Naber et al., 2013) با توجه به اینکه آیا اقلام قدیمی یا جدید هستند مدوله می‌شود، و این حدس و گمان را به وجود می‌آورد که، مانند ERP قدیمی – جدید (Rugg & Curran, 2007)، قطر مردمک می‌تواند یک شاخص حافظه (با اندازه‌گیری ساده) باشد که به طور مشابه وقوع قبلی را علامت می‌دهد (e.g., V~o et al., 2008; Naber et al., 2013). در مطالعه‌ی حاضر، ما با اندازه‌گیری قطر مردمک در طول تشخیص صحنه‌هایی که به طور مکرر در سرتاسر مرحله‌ی رمزنگاری با فاصله ارائه شده‌اند این فرضیه را مورد آزمایش قرار داده‌ایم، زمینه‌ای که در آن ERP قدیمی – جدید به طور قابل اطمینانی ارتقاء یافته است (Ferrari, Bradley, Codispoti, & Lang, in press). اگر قطر مردمک به طور مشابه با تکرار توزیع شده ارتقاء یابد، می‌تواند پشتیبانی بیشتری را برای استفاده‌ی آن به عنوان یک شاخص حافظه از وقوع قبلی ارائه دهد.
علیرغم وجود انگیزه برای استفاده از قطر مردمک به عنوان یک معیار از حافظه (e.g., Goldinger & Papesh, 2012; Naber et al., 2013; V~o et al., 2008)، داده‌های مرتبط با قطر مردمک برای تشخیص مبتنی بر مطالعاتی است که نه تنها در محرک استفاده شده فرق دارند، بلکه در زمان‌سنجی و امتیازگیری داده‌های مردمک نیز فرق می‌کنند. برای نمونه، Otero، Weekes، و Hutton در سال ۲۰۱۱ قطر مردمک را برای کلمات قدیمی و جدید ارائه شده‌ی بصری ارزیابی نمودند، و نسبت  حداکثر اتساع مردمک که در طول ۲۵۰ میلی ثانیه‌ی نهایی از هر ۲ ثانیه ارائه و حداکثر اتساع در ۲۵۰ میلی ثانیه‌ی اول از هر آزمایش را محاسبه کردند. هیچ شکل موجی برای ارزیابی بیشتر جنبه‌های زمانی پاسخ‌های مردمک گنجانده نشدند، اما تعیین کمیت آخرین ۲۵۰ میلی ثانیه از یک آزمایش ۲ ثانیه‌ای یک تفاوت تعدیلی زودهنگام  را پیشنهاد نمی‌کند. از سوی دیگر، Heaver و Hutton در سال ۲۰۱۱ با استفاده از یک ارائه‌ی بصری ۱۷۵۰ میلی ثانیه‌ای از کلمات قدیمی یا جدید نیز یک نسبت اتساع مردمک را محاسبه نمودند، اما در سراسر ۱۷۵۰ میلی ثانیه آزمایش از قطر اوج و حداکثر قطر در یک پایه‌ی پیش محرک استفاده کردند؛ مجدداً، هیچ شکل موجی برای ارزیابی بیشتر زمان‌سنجی تفاوت اوج شامل نشد. Papesh و همکاران در سال ۲۰۱۲ حافظه را به جای کلمات نوشتاری برای کلمات گفتاری مورد بررسی قرار داده‌اند، و به جای محاسبه‌ی یک نسبت، قطر اوج (مشتق شده از یک پایه‌ی پیش کلمه‌ی ۲۰۰ میلی ثانیه‌ای) را از شروع کلمه‌ی صحبت تا ۱۰۰۰ میلی ثانیه بعد از فشردن دکمه‌ی old-new محاسبه کردند، که مشخص شد قطر اوج بیشتری برای تصمیمات “قدیمی” با اعتماد به نفس بالا وجود دارد؛ مجدداً، هیچ شکل موجی برای تعیین زمان‌سنجی مدولاسیون اوج ارائه نشد.
مطالعاتی که شکل موج‌ها را در بر می‌گیرند می‌توانند در ایجاد و برقراری زمان‌سنجی اثرات حافظه کمک کنند. برای نمونه، Montefinese, Ambrosini, Fairfield, & Mammarella در سال ۲۰۱۳ کلمات بصری را هر یک برای ۴ ثانیه نشان دادند و هر یک از نمونه‌های مردمک حاصل را به عنوان یک درصد تغییر از یک پایه‌ی پیش کلمه‌ی ۲۰۰ میلی ثانیه‌ای بیان نمودند. شکل موج‌های همراه تغییر زیادی را برای اقلام قدیمی، در مقایسه با اقلام جدید، که در حدود ۵۰۰ میلی ثانیه بعد از کلمه‌ی شروع آغاز می‌شود نشان دادند و در سرتاسر نمایش ۴ ثانیه‌ای پایدار بودند. از سوی دیگر، V~o et al. (2008)، بعد از اینکه به مدت ۱۳۰۰ میلی ثانیه صفحه‌ی خالی نشان داد، کلمات را فقط برای ۵۰۰ میلی ثانیه به صورت بصری ارائه کرد، و قطر مردمک اوج (مشتق شده از یک پایه‌ی پیش کلمه‌ی ۲۰۰ میلی ثانیه‌ای) را در سراسر کل دوره‌ی ۱۸۰۰ میلی ثانیه‌ای محاسبه نمود؛ مشایعت و همراهی شکل موج‌ها یک تفاوت را در قطر مردمک بین کلمات قدیمی و جدید که در حدود ۷۵۰-۸۰۰ میلی ثانیه بعد از کلمه‌ی شروع آغاز می‌شوند و ۱۳۰۰ میلی ثانیه بعد از انحراف کلمه هنوز آشکار هستند را پیشنهاد می‌کند.
هنگام مشاهده‌ی کلمات، شکل موج‌های مردمک افزایشی را در قطر مردمک بلافاصله بعد از شروع محرک نشان می‌دهند (e.g., V~o et al., 2008) ، در حالیکه، هنگام ارزیابی تشخیص صحنه‌های طبیعی، پاسخ مردمک، به دنبال تابش مردمک، اغلب شامل یک تنگ‌شدگی اولیه است (انعکاس نور). برای نمونه، Naber و همکاران در سال ۲۰۱۳ تصاویر صحنه‌های قدیمی و جدید (خانه‌ها، مناظر خنثی، وسایل نقلیه و غیره) را برای ۱ ثانیه ارائه کردند و همانطور که شیب تنگ‌شدگی اولیه‌ی مردمک در یک پنجره از ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ میلی ثانیه به دنبال بروز تصویر تغییر مردمک مربوطه را تعیین کمیت کردند، و گزارش نمودند که صحنه‌های آشنا در مقایسه با صحنه‌های جدید، در این پنجره‌ی زمانی زودهنگام، تنگ‌شدگی مردمک کمتری را استخراج کردند. سنجش تنگ‌شدگی اولیه، به جای اتساع بعدی، پیشنهاد می‌کند که زمان‌سنجی و جهت مدولاسیون مردمک در طول تشخیص صحنه‌ها می‌تواند از آن چیزی که در هنگام تشخیص کلمات به دست آمده متفاوت باشد. در مطالعه‌ی حاضر، ما هر دو مدولاسیون زودهنگام و دیرهنگام مردمک در طول تشخیص صحنه‌های طبیعی به منظور تعیین بیشتر پنجره‌ی زمانی که در آن تغییرات به وقوع می‌پیوندند را ارزیابی می‌کنیم.
علاوه بر ارائه‌ی صحنه‌های طبیعی قدیمی و جدید در طول تشخیص، ما تعداد و نوع تکرار برای هر صحنه در طول رمزنگاری را دستکاری می‌کنیم. داده‌های اخیر نشان می‌دهند که تفاوت ERP قدیمی – جدید جداری سنترو  هنگامی که تکرارهای صحنه‌های طبیعی در سراسر مرحله‌ی رمزنگاری توزیع شده‌اند، در مقایسه با زمانی که یک آیتم فقط یکبار در قبل دیده شده است یا به طور مکرر در یک ردیف ارائه شده است ارتقاء یافته است (massed repetition; Ferrari, Bradley, Codispoti, Karlsson, & Lang, 2013). علاوه بر آن، حتی در طول مشاهده‌ی آزاد اتفاقی، تکرار توزیع شده یک پتانسیل جداری سنترو دیرهنگام پیشرفته که از نظر زمان‌سنجی و توپوگرافی با ERP قدیمی – جدید مشابه است (Ferrari et al., in press)، به علاوه‌ی فعالسازی در مناطقی از قشر جداری عقبی ، از جمله پیشگوه  که در بازیابی اپیزودیک درگیر شده است (Bradley et al., 2014) را باعث می‌شود. ما این داده‌ها را به عنوان داده‌هایی که نشان می‌دهند تکرار توزیع شده حدس و گمان بازیابی اپیزودیک را هم در زمینه‌های حافظه‌ی صریح و هم در زمینه‌های حافظه‌ی ضمنی باعث می‌شوند، که می‌توانند برای مزیت حافظه برای تکرارهای توزیع شده در “اثر فاصله‌ی ” کلاسیک به حساب آیند (e.g., Glenberg, 1979; Godbole, Delaney, & Verkoeijen, 2014; Greene, 1989). اگر قطر مردمک به طور مشابه توسط تکرارهای توزیع شده در زمینه‌ی تشخیص صریح و مشاهده‌ی آزاد مدوله شوند، می‌تواند از این فرضیه که مردمک یک معیار حساس از بازیابی اپیزودیک است بیشتر پشتیبانی کند.
در مطالعات اخیر، ما فهمیدیم که هم انعکاس نور اولیه و هم افزایش قطر مردمک هنگام مشاهده‌ی تصاویر مطلوب یا نامطلوب بسیار برانگیخته، در مقایسه با تصاویر خنثی، در طول مشاهده‌ی آزاد دارای میرایی و تضعیف هستند (Bradley et al., 2008; Henderson, Bradley, & Lang, 2014) ، و در مطالعه‌ی حاضر، هم برانگیختگی احساسی و هم صحنه‌های خنثی را ارائه کرده‌ایم. V~ و همکاران در سال ۲۰۰۸ در مطالعه‌ی قبلی خود که قطر مردمک و حافظه‌ی هیجانی را ارزیابی کرده بودند، گزارش نمودند که تشخیص کلمات قدیمی قطر مردمک بزرگتری را نسبت به تشخیص کلمات جدید باعث می‌شود، بدون توجه به اینکه کلمات احساسی باشند یا خنثی. از سوی دیگر، در حالیکه کلمات احساسی برای اقلام جدید اتساع بزرگتری را نسبت به کلمات خنثی باعث می‌شدند، مشابه با یافته‌های ما در مورد صحنه‌های احساسی (Bradley et al., 2008)، کلمات احساسی اتساع کمتری را نسبت به اقلام خنثی برای اقلام قدیمی باعث شدند، که منجر به این شد که به طور کلی تفاوت قدیمی – جدید کوچکتری برای کلمات احساسی وجود داشته باشد. طرح فعلی ما را قادر می‌سازد تا یک ارزیابی مجدد از اثرات هیجان و احساس بر روی تغییرات مردمک در طول تشخیص، با استفاده از صحنه‌های طبیعی بسیار برانگیخته که عشق و خشونت را به تصویر می‌کشند، به علاوه‌ی نگاه جدید به اثرات تکرار بر روی قطر مردمک هنگام مشاهده‌ی صحنه‌های خنثی یا صحنه‌های برانگیزاننده‌ی احساسی داشته باشیم.
بنابراین، در مطالعه‌ی فعلی، تصاویر صحنه‌های طبیعی یا احساسی یکبار ارائه شده‌اند یا با استفاده از تکرار فراوان یا توزیع شده در یک زمینه‌ی تصادفی (مشاهده‌ی آزاد) به تعداد چهار مرتبه تکرار شده‌اند. آنگاه یک آزمون تشخیص تصاویر قدیمی را که یکبار ارائه شده بودند یا در طول مشاهده‌ی آزاد تکرار شده بودند، همراه با تصاویر جدید، را برای یک تصمیم تشخیص دارای شتاب به مدت ۳ ثانیه ارائه می‌دهد. ما اثرات تکرار و محتوای مربوط به خوشی و لذت را بر روی قطر مردمک هم در طول تنگ‌شدگی اولیه در ناحیه‌ی انعکاس نور، و همچنین بعدها در فاصله‌ی زمانی مشاهده، مورد ارزیابی قرار می‌دهیم. اگر قطر مردمک، مانند داده‌های ERP و fMRI، یک شاخص حساس از بازیابی اپیزودیک باشد، انتظار داریم تا هنگام مشاهده‌ی صحنه‌هایی که تکرارهای آنها دارای فاصله است، در مقایسه با تکرارهای متعدد، قطر مردمک بزرگتری را مشخص کنیم، هم در آزمون تشخیص صریح و هم در طول مشاهده‌ی آزاد اولیه.
به منظور تعیین کمیت پاسخ مردمک، ما داده‌های قطر مردمک را به همان روش مشابه ERP ها، که در آن هر نمونه به دنبال تصویر شروع از یک پایه‌ی ۱ ثانیه‌ای ماقبل شروع تصویر مشتق می‌شود، کاهش می‌دهیم. شکل موج‌های حاصل به منظور تعیین پنجره‌های زمانی مناسب برای تجزیه و تحلیل استفاده می‌شوند و هم شامل یک پنجره‌ی زودهنگام (۵۰۰ تا ۱۰۰۰ میلی ثانیه شروع پساتصویر) و یک پنجره‌ی دیر هنگام (۱ تا ۳ ثانیه شروع پسا تصویر) را شامل می‌شوند. تغییرات در قطر مردمک نسبت به نمونه‌ها در هر پنجره‌ی زمانی برای هر شرکت‌کننده و شرایط میانگین گرفته شدند و برای تجزیه و تحلیل ارسال شدند.

Memory, emotion, and pupil diameter: Repetition of natural scenes

Abstract
Recent studies have suggested that pupil diameter, like the “old-new” ERP, may be a measure of memory. Because the amplitude of the old-new ERP is enhanced for items encoded in the context of repetitions that are distributed (spaced), compared to massed (contiguous), we investigated whether pupil diameter is similarly sensitive to repetition. Emotional and neutral pictures of natural scenes were viewed once or repeated with massed (contiguous) or distributed (spaced) repetition during incidental free viewing and then tested on an explicit recognition test. Although an old-new difference in pupil diameter was found during successful recognition, pupil diameter was not enhanced for distributed, compared to massed, repetitions during either recognition or initial free viewing. Moreover, whereas a significant oldnew difference was found for erotic scenes that had been seen only once during encoding, this difference was absent when erotic scenes were repeated. Taken together, the data suggest that pupil diameter is not a straightforward index of prior occurrence for natural scenes.

این ترجمه مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

درباره احسان رضایی

سفارش ترجمه آنلاین خدمات ترجمه مقاله isi به صورت فوری کاهش هزینه و زمان در سفارش ترجمه آنلاین

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *