این ترجمه مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

در این مقاله، تبدیل گابور دو بُعدی گسسته و ANFIS به نواحی عنبیه که بر اساس ادعای عنبیه‌شناسان مربوط به کلیه‌ها بودند اِعمال شدند. این کار به منظور طبقه‌بندی شرایط پاتولوژیک کلیه‌ها انجام شد.

چکیده
طب مکمل یا جایگزین بر روی درمان‌هایی تأکید دارد که مدعی ارتقاء کیفیت زندگی، پیشگیری از بیماری، و پرداختن به وضعیت‌هایی است که طب مرسوم موفقیت کمی در بهبودی آنها داشته است. تکنیک‌های زیادی وجود دارند که در بسیاری از کشورها رایج هستند و اگر این موارد به اندازه‌ی کافی مورد ارزیابی قرار نگیرند می‌توانند منجر به آسیب و خسارت شوند. هدف از این مقاله تأیید اعتبار استفاده از عنبیه‌شناسی به منظور تشخیص غیرطبیعی بودن کلیه است. دو گروه هدف مورد ارزیابی قرار گرفتند: گروه اول ۱۶۸ نفر بودند که بیماری کلیوی نداشتند و گروه دیگر ۱۷۲ نفر بودند که دارای نارسایی مزمن کلیه بودند. روال دریافت، پردازش و طبقه‌بندی تصاویر عنبیه به گونه‌ای طراحی شده بود که با استفاده از تحلیل موجک و سیستم استنتاج عصبی – فازی انطباقی از هرگونه وابستگی به عنبیه‌شناس‌ها اجتناب می‌کرد. نتایج برای هر دو گروه هدف یعنی افرادی با مشکلات کلیوی و افراد عادی به ترتیب یک طبقه‌بندی صحیح ۸۲% و ۹۳% را نشان می‌دهد. اجرای این تکنیک پیشنهادی بر روی یک بیماری بدنی همراه با تظاهرات چشمی نتایج دلگرم کننده‌ای را نشان داد. با این حال، ضروری است تا به منظور تأیید اعتبار عنبیه‌شناسی به عنوان یک روش علمی معتبر، مطالعات گسترده‌ای در مورد بیماری‌هایی که تظاهرات چشمی ندارند بر اساس طب رایج انجام شود.

۱٫    مقدمه
طب مکمل آن دسته از درمان‌هایی هستند که مدعی ارتقاء کیفیت زندگی، پیشگیری از بیماری، و پرداختن به وضعیت‌هایی هستند که پزشکی مرسوم موفقیت کمی در بهبودی آنها داشته است نظیر کمردرد مزمن و برخی سرطان‌ها. طرفداران طب مکمل باور دارند که این رویکردهای شفاء دادن ایمن‌تر و طبیعی‌تر هستند و از طریق تجربه‌ی کاری نشان داده شده‌اند. در برخی کشورهای خاص، شیوه‌های طب مکمل روش‌های مراقبت‌های بهداشتی هستند که به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند. با این حال، بسیاری از پزشکان مدرن طب مرسوم معتقدند که این شیوه‌ها غیرمعمول و اثبات نشده هستند [۱].
اگرچه برخی از دانشکده‌های پزشکی در حال حاضر شروع بع ارائه‌ی طب مکمل نموده‌اند، اما هیچ برنامه‌ی درسی استانداردی برای دانشجویان پزشکی در دسترس نبوده و همچنان درباره‌ی ارائه یا عدم ارائه‌ی آن یک مناظره و مشاجره وجود دارد. یک استدلال وجود دارد که می‌گوید گنجاندن طب مکمل در دانشکده‌های پزشکی می‌تواند به عنوان یک تأیید توسط پزشکی مرسوم دیده شود، با این حال اگر پزشکی مرسوم آن را نادیده بگیرد این کار بیماران را در خطر قرار خواهد داد زیرا استفاده از طب مکمل بسیار شایع است [۲].
تنظیم مقررات طب مکمل یک موضوع متنازع و پیچیده است. در حال حاضر فقط متخصصان بیماری‌های استخوان و فیزیوتراپ‌ها مقررات قانونی را در UK به دست آورده‌اند. از نظر تئوری هر شخصی، صرفنظر از بیمه، مهارت‌ها یا دانش تخصصی، می‌تواند خود را به عنوان یک درمانگر معرفی کند. این امر بسیاری از بیماران را در صورتی که شکایتی داشته باشند با جبران خسارت خیلی کمی به حال خود رها می‌کند. دولت UK از سال ۲۰۰۰ در مورد تنظیم مقررات طب مکمل مشاوره شده اما روند پیشرفت کار کُند بوده است. مشکل اصلی دستیابی به یک اجماع از طرف سازمان‌های مختص درمان بسیاری است که از قبل وجود داشته‌اند [۳].
عنبیه‌شناسی  شکلی از طب مکمل است که طرفداران آن معتقدند الگوها، رنگ‌ها، و سایر ویژگی‌های عنبیه می‌توانند به منظور تشخیص اطلاعات درباره‌ی سلامت بدنی یک بیمار مورد بررسی قرار گیرند. پزشکان مشاهدات خود را با نمودارهای عنبیه که عنبیه را به مناطق مربوط به بخش‌های خاصی از بدن انسان تقسیم کرده انطباق می‌دهند [۴]. Peczely [5]  و  Liljequist [6] به طور مستقل متوجه تغییراتی در عنبیه شدند که با بیماری‌های مختلفی در ارتباط بودند. آنها بر اساس مشاهدات خاص خود در انتشارات خود نمودارهای عنبیه‌ی بسیار مشابهی را به تصویر کشیدند. Lane [7] همبستگی جراحی و کالبدشکافی بیشتری را با نشان‌گذاری‌های عنبیه انجام داد که تلاش Kritzer [8] و Jensen [4] را به منظور توسعه‌ی نمودارهای عنبیه‌ی بروز شده که به طور گسترده‌ای در میان عنبیه‌شناسان استفاده می‌شوند را برانگیخت چنانکه در شکل ۱ نشان داده شده است. نمودارهای معمولی عنبیه را تقریباً به ۸۰ تا ۹۰ منطقه تقسیم می‌کنند. برای مثال، منطقه‌ی مربوط به کلیه در بخش پایین‌تر عنبیه، درست در کنار ساعت ۶ قرار دارد. با این حال، تغییرات جزئی بین وابستگی‌های نموداری بخش‌های بدن و نواحی عنبیه وجود دارند [۹].
عنبیه‌شناسی با استفاده از هوش مصنوعی
شکل ۱٫ نمودار عنبیه‌شناسی برای عنبیه‌های راست و چپ.
در یک تلاش به منظور ارزیابی صحت تشخیصی عنبیه‌شناسی، بسیاری از بررسی‌ها بدون یک گروه کنترلی انجام شده‌اند، و برخی (با یا بدون یک گروه کنترلی) ارزیاب کور نبودند [۱۰]. همه‌ی مطاعات بدون کنترل و آزمایش‌های مختلف غیرنابینا نشان دادند که عنبیه‌شناسی یک ابزار تشخیصی معتبر است [۱۱].
تعدادی از محققین از ارزیابی‌های کور صحت تشخیص عنبیه‌شناسی استفاده کردند. Simon و همکاران [۱۲] بیمارانی را که از بیماری کلیوی رنج می‌بردند مورد مطالعه قرار دادند. این بیماری به وسیله‌ی یک سطح کراتینین تعریف شده بود. آنها این بیماران را با یک گروه کنترلی که فاقد بیماری کلیوی بودند مقایسه نمودند. از عنبیه‌ی همه‌ی ۱۴۶ شرکت کننده عکس‌هایی گرفته شد، این عکس‌ها کدگُذاری شده و به ۳ عنبیه‌شناس با تجربه و ۳ چشم‌پزشک نشان داده شدند. تناوب نتیجه‌ی تشخیص‌های مثبت کاذب و مثبت منفی به طور قابل توجهی با نتایج مورد انتظار از روی شانس و اقبال تفاوت نداشت. Knipschild [13] یک مطالعه‌ی کنترل موردی محقق نقاب دیگر انجام داد. ۳۹ بیمار وی بیماری‌های کیسه صفرا ملتهب داشتند چنانکه توسط عمل جراحی متعاقب آن تأیید شد. بیمارانی که زردی (یرقان) داشتند از مطالعه حذف شدند. افراد کنترلی از نظر سن و جنسیت منطبق شده و هیچ علائم و نشانه‌ای از بیماری کیسه صفرا نداشتند و به عنبیه‌شناسان نشان داده شدند. صحت، حساسیت، ویژگی و ثبات به طور قابل توجهی از آنچه به وسیله‌ی شانس خالص انتظار می‌رفت تفاوت نداشتند.
علیرغم وجود شواهد و مدارک برای عنبیه‌شناسی، مهم است به یاد داشته باشید که پزشکی مرسوم چشم‌ها را به عنوان نشانگرهای بیماری نادیده نمی‌گیرد. طیف وسیعی از بیماری‌های بدنی وجود دارند که با تغییرات چشم (عنبیه، صلبیه، و ملتحمه) در ارتباط هستند [۹]. برای مثال، زردی می‌تواند نشان دهنده‌ی بیماری کبد باشد، اتساع مردمک می‌تواند نشان دهنده‌ی بد عمل کردن مغز باشد، و حلقه‌های صاف و مساوی در اطراف عنبیه می‌تواند نشان دهنده‌ی بیماری ویلسون (یک ناهنجاری متابولیسم مس) باشد. بیماری کلیوی پیشرفته باعث یافته‌های چشمی‌ای می‌شود که نیاز برای شروع یا تشدید درمان را علامت می‌دهد. التهاب پرده‌ی ملتحمه، که اصطلاحاً چشم‌های قرمز ناشی از اورمی نامیده می‌شود، که می‌تواند هنگام سطوح بالای پلاسما فسفات ذکر شود کلسیم پیروفسفات تراکم قرنیه و ملتحمه را استنتاج می‌کند. آهکی شدن متاستاتیک در چشم‌ها می‌تواند با بلندی‌های غلظت سرُمی کلسیم یا تولید کلسیم فسفات همراه باشد [۱۴]. اورمی عمیق به ندرت می‌تواند با کوری کورتیکال گذرا بغرنج شود؛ که اصطلاحاً نزول آب سیاه اورمیک نامیده می‌شود، که در ارتباط با انقباض محفوظ مردمک ناشی از قرار گرفتن در معرض نور یافته‌های فوندوسکوپی معمولی [۱۵] روی می‌دهد.
برخی محققین از عنبیه‌شناسی در امتداد رویکردهای سیستماتیک و کامپیوتری در کاربردهای پزشکی استفاده کرده‌اند. Ramlee و Ranjit از روش‌های شناسایی بیومتریک موجود به منظور تشخیص حضور کلسترول در عروق خونی استفاده کردند. بر اساس روش‌های تشخیصی عنبیه، یک نمودار عنبیه‌شناسی به منظور تشخیص حضور کلسترول در بدن انسان ساخته شد، با این حال آنها تکنیک خود را با یک مطالعه‌ی کنترلی [۱۶] مورد ارزیابی قرار ندادند. Shen و همکاران تشخیص حفره در تصاویر عنبیه را مطرح نمودند. از آنجاییکه حفره معمولاً کنتراست محلی ضعیفی دارد، و کاربرد الگوریتم‌های تشخیص لبه‌ی موجود نتایجی را حاصل می‌کند که رضایت‌بخش نیستند، آنها یک رویکرد تشخیص حفره را بر مبنای فیلترهای گوسی پیشنهاد نمودند که در برابر نویز و اختلال نیرومند است. فیلتر گوسی در جهت عمودی به منظور نرمال کردن تصویر عنبیه برای کاهش پیچیدگی زمانی پیاده‌سازی شد و مجدداً آنها در ارزیابی یافته‌های خود با یک مطالعه‌ی کنترلی یا شفاف ساختن این موضوع که عنبیه‌شناسی چگونه بخشی از تکنیک آنها بود ناموفق بودند [۱۷].
عنبیه‌شناسی، اگر اثبات شود که صحیح است، باعث انگیزه‌ی رفتار سالم و پیشگیری از بیماری در تمام مراحل زندگی می‌شود که با اهداف فناوری‌های مراقبت‌های بهداشتی فراگیر به منظور ارائه‌ی فرصت‌های جدید فراتر از درمان سنتی بیماری‌ها که می‌تواند نقشی عمده در پیشگیری بازی کند موافق است. چنانکه توسط Arnrich و همکاران [۱۸] نشان داده شده است، تغییرپذیری نشانگرهای سلامتی بین افراد و روشی که نشانگرهای سلامتی مربوطه به منظور به حداکثر رساندن انگیزه‌ی کاربران برای کاهش یا جلوگیری از رفتارهای ناسالم به آنها ارائه می‌شود مورد بحث قرار گرفتند. از این دیدگاه، عنبیه‌شناسی می‌تواند راه را برای یک مدل مراقبت بهداشتی جامع، کاربر محور و پیشگیری کننده هموار سازد. در این مطالعه، ما اعتبار عنبیه‌شناسی را به عنوان یک ابزار تشخیصی ارزیابی می‌کنیم. مطالعه‌ی موردی در این تحقیق از عنبیه‌شناسی به منظور تشخیص اختلالات کلیه (نارسایی مزمن کلیه) استفاده کرده است. ما یک تکنیک خودکار را بر اساس تهیه‌ی تصویر برای عنبیه، پیش پردازش، نرمال‌سازی، قطعه‌بندی، و استخراج ویژگی در مناطق مربوط به کلیه‌ها در نمودار عنبیه‌شناسی با استفاده از اصول عنبیه‌شناسی، توسعه دادیم. این طبقه‌بندی بر اساس آن ویژگی‌ها و بر اساس شرایط پزشکی بیمار بود.

شاید این مقاله هم به دردتان بخورد  مقاله رویکرد شبکه‌ی عصبی برای حل بهینه‌سازی تحدب تکین با متغیرهای کراندار

Assessment of the potential iridology for diagnosing kidney disease using wavelet analysis and neural networks

Alternative or complementary medicine emphasizes therapies that are claimed to improve quality of life, prevent disease, and address conditions that conventional medicine has limited success in curing. There are many techniques which are prevalent in many countries and these can cause harm if not scientifically evaluated. The objective of this paper is to validate the use of iridology to diagnose kidney abnormalities. Two subject groups were evaluated: one was 168 subjects free from kidney disease and the other was 172 subjects with chronic renal failure. The procedure to acquire, process and classify the iris images was designed in such a way that avoids any dependency on the iridologists by using wavelet analysis and Adaptive Neuro-Fuzzy Inference System. The results show a correct classification for both subjects with kidney problems and normal subjects of 82% and 93%, respectively. The proposed technique conducted on a systemic disease with ocular manifestations showed encouraging results. However, it is necessary to perform extensive studies with diseases that do not have ocular manifestations according to conventional medicine in order to validate iridology as a valid scientific technique.

این ترجمه مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

درباره احسان رضایی

سفارش ترجمه آنلاین خدمات ترجمه مقاله isi به صورت فوری کاهش هزینه و زمان در سفارش ترجمه آنلاین

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *